محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
244
اكسير اعظم ( فارسى )
و يا شربت بنفشه يا ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و غذا مزورهء ماش و مغز بادام و اسفاناخ دهند . و آنچه از اسهال قوى باشد كه از آن حركت روح با حرارت از دواى مستفرغ عارض شود علامتش حدوث دق عقب اسهال است و علاجش حبس طبيعت بقرص طباشير قابض همراه رب بهى و گلاب است و سفوف حب الرمان و غذا مزورهء سماق يا بچهء مرغ يا زرشك بچوزهء مرغ و تضميد سينه و معده به ادويهء مقويهء قابضه مثل صندلين و گلنار و اقاقيا و رامك و گل ارمنى و گلاب . و آنچه از فاقهء مفرط و گرسنگى و تشنگى شديد باشد علاجش اين است كه هر صبح آب هندوانه سه اوقيه با شكر سفيد ده درم و يا شيره تخم خرفه بيست درم و رب سيب و بهى و حماض هر كدام كه باشد و بهدانه و شكر و روغن بادام يا بنفشه نافع بود . و هرگاه تب ظاهر شود و بدن در ذبول شروع كند تدبيرى كه در قول صاحب كامل گذشت به عمل آرند و هنگام خواب لعاب اسپغول و غيره به دستور دهند اگر در معده ضعف نباشد . و اگر در آن ضعف باشد در شب اقتصار بر دادن رب انار شيرين و جلاب نبات مصرى به گلاب و عرق بيدمشك هر واحد ده درم نمايند و تبريد هواى ايشان كنند حتى كه در سرما زيرا كه تبريد آن افضل از تسخين است و شمومى كه در آن گل سرخ و كافور و صندل باشد و ريحان به گلاب پاشيده ببويند . و هرگاه در شب از خواب بيدار شوند جلاب بارد شكر مصرى به گلاب هر واحد ده درم و يا شربت عناب و لعاب اسغپول و بهدانه يا شيره خرفه بدهند و چون صبح كرده به دستور روز اول نوشانيدن جلاب و ادخال آبزن و حمام و تمريخ به ادهان مرطبهء مذكوره به عمل آرند و بعد عصر مصل صبح آبزن به كار برند و غذا مزورهء ماش و مغز بادام و كدو اسفاناخ و مغز كاهو دهند و بر معده و سينه اضمدهء مبرده مثل صندلين و گلاب و جرادهء كدو و كافور ضماد كنند ليكن اضمدهء مبرده تا دير ندارند و نسخه قرص كافور همان است كه در قول مذكور مسطور شد ليكن در اينجا مغز بهدانه عوض مغز تخم خيار است و وزن صندل يك درم باقى به دستور و كذا اقراص ديگر و حريره . و چون علامات ذبول خوب ظاهر گردد اگر ميسر شود كه در آبزن شير تازه و روغن بنفشه نشانند اولى باشد . و چون از آبزن بيرون آيند آب شيرين مطبوخ بنفشه و نيلوفر بر ردن ريزند و به روغن بنفشه و كدو و نيلوفر بدن را چرب كنند . و اگر غذا بكعك سميد در دوغ تر كرده دند نافع باشد و غذا از ماش و نخود و كدو و گوشت بچهء مرغ و تيهو و ماكيان و نوشانيدن آب انار و سيب ترش هر واحد ده درم شكر سفيد ده درم در نيمروز ايشان را نافع بود و در وقت ضعف قوت اين ماء اللحم ايشان را نافع است بگيرند گوشت ماكيان و تيهو و دراج و كبك و در قرع و انبيق نهاده مثل گلاب عرق كشند و هر روز سه اوقيه بدهند و شربت حماض يا سيب به گلاب و بيدمشك هر واحد ده درم با مفرح ياقوتى بارد يك مثقال بنوشانند و غذا ماء اللحم بقرع انبيق برآورده و باقى تبدير همان است كه در قول صاحب كامل گذشت . جرجانى و ايلاقى و غيره مىنويسند كه تدبير اين تب به تبريد و ترطيب بود و آن از پنج وجه باشد : يكى تدبير هواى خانه و مسكن و مفرش و او چنان بايد كه در فصل گرما اندر خانهء خنك كه با دشمال اندر آن گذر يابد بيمار را بدارند . و اگر در خانهء آب جارى باشد و بستر بر لب آب كنند ياسر بر بر آن آب نهاده بيمار را بالاى او دارند به غايت نيك باشد و يا ظروف پر آب گرد او در رياحين بارد رطب و غيره كه در قول صاحب كامل گذشت پيش او نهند و بادكش از كتان ساخته و تر كرده به آهستگى بجنبانند و بستر پر از كتان و غير آن كه در قول شيخ گذشت بسازند و پيش از خوردن طعام و يا بعد انحدار غذا از فم معده بر سينه و كتفهاى او خرقه به صندل و گلاب و آب گشنيز تر و آب برگ خرفه و آب حى العالم و روغن گل و روغن نيلوفر و روغن بنفشه آلوده برنهند . و چون گرم شود بردارند و ديگر نهند و در شبانروزى از دو يا سه بار زياده نهند . و اگر از سردى آن خرقه تن بيمار بلرزد آن را نيمگرم كرده بر نهند و بشب روغن بنفشه و كدو بر ناف و كف پا و دست و بينى و گوش و مقعد بمالند . و اگر فصل سرما باشد هواى خانه معتدل بايد تا زكام نشود و بهتر از كرباسهاى شسته و نرم بايد كه پر از پنبه بسيار بود و كسوت مريض به حسب فصول اختيار نمايند مثلًا در گرما كتان و توزى بايد به صندل و كافور خوشبو كرده و در سرما كرباس نرم شسته . دوم تبريد حمام و آبزن و تمريخ بايد كه حمام و آبزن نيمگرم باشد و حرارت آب چنان بايد كه بيمار را خوش آيد . و اگر در آب او بنفشه و نيلوفر و برگ كدو برگ كاو بپزند سخت نيك باشد . و اگر كدو بتراشند و اندكى كشك جو نيم كوفته در آب آبزن بپزند هم نيك باشد و در حمام و آبزن زياده از آن ندارند كه پوست از آب نرم شود و ترى پذيرد و آن را كه در بدنش گوشت لختى بر جاى بود صواب باشد كه اول در آبزن نيمگرم نشانند و تبدريج به آب مائل بسردى درآرند تا كه نوبت به آب سرد در سدد چون از آبزن فارغ شوند روغن بنفشه يا كدو يا بادام را به اندكى آب به هم بزنند پس اندام او بدان چرب كنند و بجامه و بستر بازآرند و باقى همان است كه در قول شيخ گذشت . سوم تدبير شير و دوغ دادن و طريق استعمال اين هر دو در بحث سل مفصل مسطور شد . و هرگاه ترسند كه به سبب دوغ تپى يا عفونتى تولد كند دوغ با قرص طباشير دهند و نسخه قرص مذكور همان است